السيد محمد حسين الطهراني
38
امام شناسى (فارسى)
ابن عبّاس كه شاگرد مكتب امير المؤمنين عليه السّلام است و در تفسير ، استاد و از سرلشگران نامى و مبرّز و از خواصّ آن حضرت است و محمّد ابن حنفيّه او را استاد و ربّانى امّت خطاب مىكند در مقابل علوم ميثم تمّار نتوانست طاقت بياورد و ظرفيّت تحمّل آن را داشته باشد ، و به آن درجهاى كه اين مرد خرمافروش امام خود را شناخت و به حقيقت معرفت پى برد ابن عبّاس پى نبرد ، و گهگاهى به آن حضرت دستور مىداد يا ايراد مىگرفت . حضرت روزى به ميثم فرمودند : حالت چگونه است در وقتى كه زنازادهء بنى اميّه « 1 » تو را بطلبد و امر كند كه از من بيزارى بجوئى ؟ ميثم گفت : به خدا سوگند كه هيچگاه از تو بيزارى نخواهم جست . حضرت فرمود : به خدا قسم ترا خواهند كشت و بر دار خواهند كشيد . ميثم گفت : صبر خواهم كرد و اينها در راه خدا كم است و آسان . حضرت فرمود كه : اى ميثم تو در آخرت با من خواهى بود و در درجهء من . اين شاگرد عارف و امامشناس است كه سيطرهء غيبى امام خود را بر ملك و ملكوت ادراك نموده است و لذا از مغيبات و از فتن آينده خبر مىداد و چون آينهاى تمام وقايع آينده در مقابل ديدگانش هويدا و مشهود بود تا چه رسد به خود مقام ولايت كه از اسرار و مغيبات خبر دهد و دوست و دشمن بر علوم غيبى او معترف باشند . ابن حجر هيتمى گويد : و سئل و هو على المنبر بالكوفة عن قوله تعالى : « رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا » « 2 » فقال : اللّهمّ غفرا ، هذه الآيات نزلت فىّ و فى عمّى حمزة و فى ابن عمّى عبيدة بن الحارث بن عبد المطّلب ، فامّا عبيدة فقضى نحبه شهيدا يوم بدر ، و حمزة قضى نحبه شهيدا يوم احد ، و امّا انا فانتظر اشقاها يخضب هذه من هذه و اشار بيده الى لحيته و رأسه - عهد عهده الىّ حبيبى ابو القاسم صلى اللّه عليه و آله و سلّم « 3 » . مىگويد : « حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بر فراز مسجد كوفه بودند كه كسى
--> ( 1 ) در عبارت حضرت چنين وارد است كه : دعىّ از بنى اميّه تو را بطلبد ، و « دعىّ » به معناى پسر خوانده و چسبانيده شده و متّهم در نسب است . ( 2 ) سورهء احزاب 33 - آيه 23 . ( 3 ) « الصواعق المحرقة » ص 80 ، و « نور الأبصار » شبلنجى ص 97 .